هاموار. [ هام ْ ] ( ص ) هموار. برابر. یکسان. مستوی که پستی و بلندی نداشته باشد. ( برهان ) ( جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ). مقابل ناهموار : هود گفت : ای مسکین ( شداد ) از عذاب دوزخ نمی ترسی و به بهشت امید نداری ، گفت : من این زمان خود بهشتی خواهم کردن و کس ها برگماشت تا مردان و استادان و مزدوران بیاوردند و در زیر دست هر استادی هزار مرد کار کردی تا از آن استادان این هزار مرد کارگر گشتند، چنانکه در جها...