معانی کلمه : هامن
لغت نامه دهخدا
هامن. [ م ُ ] ( اِ ) مخفف هامون است که زمین هموار و دشت سخت باشد که قبول باران نکند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). بیابان. دشت. هامون. || سطح مستوی. ( فرهنگستان ).
فرهنگ عمید
هامون#NAME?
= هامون
فرهنگ معین
(مُ ) (اِ. ) نک هامون .
فرهنگ اسم ها
اسم: هامن (پسر) (فارسی) (تلفظ: haman) (فارسی: هامن) (انگلیسی: haman)
معنی: هامون
معنی: هامون
