معانی کلمه : هازل
لغت نامه دهخدا
هازل. [ زِ ] ( ع ص ) هزل گو، مقابل جدگو. ( قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ) :
هر جدی هزل است پیش هازلان
هزلها جد است پیش عاقلان.|| بیهوده گوی. || لطیفه گوی. ( ناظم الاطباء ). || بازی کننده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بیهوده. ( منتهی الارب ). || مسخره. ( نصاب الصبیان ).
هر جدی هزل است پیش هازلان
هزلها جد است پیش عاقلان.|| بیهوده گوی. || لطیفه گوی. ( ناظم الاطباء ). || بازی کننده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بیهوده. ( منتهی الارب ). || مسخره. ( نصاب الصبیان ).
فرهنگ عمید
۱. هزل گوینده، لطیفه گو.
۲. بیهوده گو.
۲. بیهوده گو.
فرهنگ معین
(زِ ) [ ع . ] (اِفا. ) هزل گوینده ، مق . جدگو. بیهوده گوی .
دانشنامه عمومی
هازل (آلمان). هازل (به آلمانی: Hasel) یک شهر در آلمان است که در Lörrach واقع شده است. هازل ۱٬۱۱۱ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای آلمان
فهرست شهرهای آلمان
wiki: هازل (آلمان)
