Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هادی

تلفظ بین المللی : /hˈɑdi/ تلفظ :‌ [h'Adi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • هادی حساس نسبت به نور
  • هادی نور
  • هادی راه
  • هادی راه هوایی
  • هادی راه گود
  • هادی طناب
  • هادی طناب حوضچه
  • هادی ارفع
  • هادی حائری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

هادی . (اِخ ) از نامهای خداوند عز و جل .

هادی . (اِخ ) نجم الدین ... رجوع به نجم الدین یحیی الهادی شود.

هادی . (اِخ ) محمدبن علی بن احمد سودی است . رجوع به محمدبن علی بن احمد سودی شود.

هادی . [ ] (ع ص ) (از «هَ دء») در عربی آرام گیرنده . (از برهان ). هادی .یقال : هدأت اصوا...

فرهنگ عمید

۱. هدایت‌کننده؛ راه‌راست‌نماینده؛ رهنما.
۲. پیشوا.
⟨ هادی الکتریسیته: اجسامی که الکتریسیته را منتشر و هدایت می‌کنند، مانند فلزات، بدن انسان، حیوان، و آب.

۱. هدایت کننده، راه راست نماینده، رهنما.
۲. پیشوا.
* هادی الکتریسیته: اجسامی که الکتریسیته را منتشر و هدایت می کنند، مانند فلزات، بدن انسان، حیوان، و آب.

فرهنگ معین

[ ع . ] (اِ فا. ) ۱ - هدایت کننده . ج . هداة . ۲ - رسانه ، هر جسمی که جریان الکتریسیته یا حرارت را از خود عبور دهد.

دانشنامه عمومی

منظور از هادی ممکن است یکی از موارد زیر باشد:هادی (الکتریسیته)، ماده ای که جریان الکتریسیته را به خوبی از خود عبور دهدهادی (فیلم)هادی (مسجدسلیمان)هادی (یمن)wiki: مَحویت در کشور یمن در شبه جزیره عربستان. جمعیت آن ۵۹ نفر (۴ خانوار) می باشد.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).wiki: هادی (یمن)...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: hādi) (عربی) هدایت‌کننده ، راهنما ؛ از نام‌ها و صفات خداوند ؛ (در قدیم) دست آموز ، آموخته ؛ (در عرفان) در ادب عرفانی قطب و مرشد را هادی گویند و گاه کنایه از فیض حق است ؛ (در اعلام) هادی از القاب امام علی النقی (ع) امام دهم است .

اسم: هادی (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: hādi) (فارسی: هادي) (انگلیسی: hadi) معنی: راهنما، رهبر، هدایت کننده، از نام های پروردگار، لقب امام دهم شیعیان، ...

مترادف و متضاد

رسانا

پیر، دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد، معلم ≠ عایق

۱. پیر، دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد، معلم
۲. رسانا ≠ عایق

guide (اسم)راهنما، رهبر، هادی، کتاب راهنماconductor (اسم)راهنما، رهبر ارکستر، رسانا، هادی، مسئول بلیطdirectrix (اسم)سهمی، هادی، مدیره، خط راهنماsteerer (اسم)رهبر، هادی، شراعبانdirectress (اسم)هادی، مدیرهdirectorial (صفت)هادی، هدایتی، مربوط به کارگردان، دستور...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی هَادِی: هدایت کننده - هادی (اصل در معنی این کلمه بازگشتن است .کلمه هدی به معنای راهنمائی به سوی مطلوب به نرمی و لطف است و اهتدا پذیرفتن هدایت و ایستادگی در راه کسب آن است)معنی هُدًی: هادی یا هر چیزی است که مایه هدایت باشد - هدایتمعنی هَادٍ: هدایت کننده - هادی (اصل در معنی این کلمه بازگشتن است .کلمه هدی به معنای راهنمائی به سوی مطلوب به نرمی و لطف است و اهتدا پذیرفتن هدایت و ایست...

کلمات مرتبط

  • هادی حساس نسبت به نور
  • هادی نور
  • هادی راه
  • هادی راه هوایی
  • هادی راه گود
  • هادی طناب
  • هادی طناب حوضچه
  • هادی ارفع
  • هادی حائری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات