نیک رای . (اِخ ) لقب قباد برادر بلاش گرانمایه پادشاه ساسانی است . (یادداشت مؤلف از مفاتیح ).
نیک رای. ( ص مرکب ) کسی که رای و تدبیر وی موافق صواب و صلاح باشد. ( ناظم الاطباء ). نیک اندیشه. ( فرهنگ فارسی معین ) : چه گفت آن گرانمایه نیک رای که بیداد را نیست با داد جای.فردوسی.بسی رای زن موبد نیک رای پژوهید و آورد باری به جای.فردوسی.همی کودکی نارسیده به جای.ب...
فرهنگ عمید
نیک اندیشه، آن که رای و تدبیر نیکو دارد.
فرهنگ اسم ها
اسم: نیک رای (پسر) (فارسی) (تلفظ: nikray) (فارسی: نیکرای) (انگلیسی: nikray) معنی: اندیشه خوب و نیک، دارای اندیشه نیک مرکب از نیک و رأی