معنی کلمه : نیک خویی
لغت نامه دهخدا
نیک خویی. ( حامص مرکب ) ملایمت. خوش رفتاری. خوش خلقی. نیک خو بودن :
به علم و عدل و به آزادگی و نیک خویی
مؤید است و موفق مقدم است و امام.عاشق مردمی و نیک خویی است
دشمن فعل زشت و خوی لئام.هزار سال همیدون بزی به پیروزی
به مردمی و به آزادگی و نیک خویی.
به علم و عدل و به آزادگی و نیک خویی
مؤید است و موفق مقدم است و امام.عاشق مردمی و نیک خویی است
دشمن فعل زشت و خوی لئام.هزار سال همیدون بزی به پیروزی
به مردمی و به آزادگی و نیک خویی.
