نیک بخت. [ ب َ ] ( ص مرکب ) سعید. مسعود. دولت یار. خوش بخت. کام روا. سعادتمند. مفلح : نیک بخت آن کسی که داد و بخوردشوربخت آنکه او نخورد و نداد.رودکی.به هر شهر بنشست و بنهاد تخت چنانچون بود مردم نیک بخت.فردوسی.شنیدی که بر ایرج نیک بخت چه آمد ز تور ازپی تاج و تخت.فردوسی.بدو گفت شاپور کای نیک بخت من این خانه بگزیدم از تاج و تخت.فردوسی.تا بود بود و از پس این تا بود بودمنصور و نیک بخت و قوی رای و پیش ب...
فرهنگ عمید
نیکوبخت، نکوبخت، خوشبخت، سعادتمند.
دانشنامه عمومی
نیکبخت (نام خانوادگی). نام خانوادگی نیکبخت بیشتر در استانهای تهران و اصفهان میباشد.علی رضا واحدی نیکبختورثه آقای نیکبختچاه نیکبختصالح نیکبختمحمدناصر نیکبختولی الله نیکبختعلیرضا نیکبخت نصرآبادیمحمود نیکبختwiki: نیکبخت (نام خانوادگی)...