Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نیمروز

تلفظ بین المللی : /nimrˈuːz/ تلفظ :‌ [nimR'u:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • نیمروز اهنگران
  • نیمروز در شاهنامه
  • شاه نیمروز
  • شه نیمروز
  • گهر نیمروز
  • استراحت نیمروز
  • پیش از نیمروز
  • خواب نیمروز
  • ظلمت در نیمروز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نیمروز. (اِخ ) عنوانی که به سیستان می دادند. (فرهنگ لغات شاهنامه ). زابل . (جهانگیری ) ولایت سیستان . (برهان قاطع) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (انجمن آرا) (از جهانگیری ) (رشیدی ) (معجم البلدان ) : همان نیمروز از تو خالی مبادکه چون تو ندیده ست گیتی به یاد. فردوسی .سوی نیمروز آمد از راه بست همه روی گیتی ز دشمن بشست . فردوسی .چوآمد به نزدیکی نیمروزخبر شد به سالار گیتی فروز. فردوسی .نیمروز امروز از خواج...

فرهنگ عمید

۱. هنگام ظهر.
۲. (اسم ) میان روز، وسط روز، ظهر.
۳. (اسم ) نیمه ای از روز.
۴. (اسم ) [مجاز] جنوب.
۵. (اسم ) (موسیقی ) [قدیمی] از الحان سی گانه باربد: چو گفتی نیمروز مجلس افروز / خِرَد بیخود بُدی تا نیمهٴ روز (نظامی۱۴: ۱۰۸ ).

فرهنگ معین

(اِمر. ) ۱ - میان روز، وسط روز. ۲ - نام سیستان . ۳ - نام پرده ای از موسیقی .

دانشنامه آزاد فارسی

نیمروز (ولایت). نیمروز (ولایت) Nimruzولایتی در جنوب غربی افغانستان و هم مرز با ایران. از غرب با سیستان_و_بلوچستان ایران، از شرق با هلمند، از شمال با فراه و از جنوب با بلوچستان هم مرز است. این ولایت دارای 5 بخش و بیشتر از 600 روستا است. جمعیت نیمروز در حدود 156000 نفر و مرکزش شهر زَرَنج است. فرودگاه زرنج در این شهر واقع شده است. مساحت این ولایت 41000 کیلومتر مربع است و در بین ولایت های افغانستان ...

دانشنامه عمومی

نیمروز در این بیت از گنجوی: نیم شبی کان ملک نیمروز کرد روان مشعل گیتی فروز مجاز به علاقۀ جزئه است از عالم هستی... و به همین مناسبت، خود واژۀ «نیم روز» در این بیت از شعر گنجوی، معنی زمانی ندارد، بلکه معنی مکانی دارد. وجه انتخاب وجه مکانی نیمروز به علاقۀ جزئیه از همۀ زمین و هستی، منطقۀ سیستان در ادبیات کلاسیک است.

نمیروز دارای کاربردهای زیر است:ولایت نیمروز، از ولایت های افغانستان به مرکزیت زر...

مترادف و متضاد

ظهر ≠ پسین

خاور، مشرق ≠ باختر

۱. ظهر
۲. خاور، مشرق ≠ پسین،
۳. باختر

south (اسم)نیم روز، جنوبnoon (اسم)ظهر، نیم روز، وسط روزmidday (اسم)ظهر، نیم روزmeridian (اسم)اوج، ظهر، خط نصف النهار، نیم روز، دایره طول، درجه کمالnoontime (اسم)نیم روز، موقع ظهرnoontide (اسم)اوج، ظهر، نیم روز، بالاترین نقطه...

واژه نامه بختیاریکا

اَفتَو مُل به کَمَر

کلمات مرتبط

  • نیمروز اهنگران
  • نیمروز در شاهنامه
  • شاه نیمروز
  • شه نیمروز
  • گهر نیمروز
  • استراحت نیمروز
  • پیش از نیمروز
  • خواب نیمروز
  • ظلمت در نیمروز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات