کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : نیم کشت
تلفظ بین المللی :
/nˈim kˈoʃt/
تلفظ :
[n'im k'oSt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
نیم کشته
نیم منقاری کشتی گیر
کشتی نیمه بارگُنجی
کشتی نیمه بارگنجی
کشتار ووندد نی
کشتن به نام
احمد بن ابراهیم کاتب ابوعبدالله ندیم
نیک کاتانس
نیمکت راحتی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
نیم کشت. [ ک ُ ] ( ن مف مرکب ) نیم بسمل. ذبیح ناقص. ( آنندراج ). نیم کشته : بردار زلفش از رخ تا جان تازه بینی وز نیم کشت غمزه ش قربان تازه بینی.خاقانی.جهانی نیم کشت ناوک توست ندیده هیچ کس زخم گشادت.خاقانی.چو مرغی نیم کشت افتان و خیزان ز نرگس بر سمن سیماب ریزان.نظامی.- نیم کشت شدن ؛ نیم بسمل شدن. بر اثر زخمی کاری به حال مرگ افتادن : چون نیم کشت ناز شوم زآن نگاه گرم ذوق تبسم نمکین می کشد مرا.میلی ( ...
کلمات مرتبط
نیم کشته
نیم منقاری کشتی گیر
کشتی نیمه بارگُنجی
کشتی نیمه بارگنجی
کشتار ووندد نی
کشتن به نام
احمد بن ابراهیم کاتب ابوعبدالله ندیم
نیک کاتانس
نیمکت راحتی
نظرات