کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : نیرویی
تلفظ بین المللی :
/nirˈuːiː/
تلفظ :
[niR'u:i:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
فهرست نیروی محرک الکتریکی
نارویی
پایگاه نیروی هوایی ادواردز
اداره ء نیروی دریایی
اداره کشور به وسیله نیروی پلیس
پرواز کردن بدون نیروی موتور
پلیس نیروی دریایی
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
دارای نیروی شباب
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
نیرویی. ( حامص ) قدرت. نیرومندی. ( فرهنگ فارسی معین ) : مثال کمیت ، شمار و درازنا و پهنا... بخردی و دانش و نیرویی. ( ازدانشنامه علائی ، الهیات ص 29 ) ( فرهنگ فارسی معین ).
کلمات مرتبط
فهرست نیروی محرک الکتریکی
نارویی
پایگاه نیروی هوایی ادواردز
اداره ء نیروی دریایی
اداره کشور به وسیله نیروی پلیس
پرواز کردن بدون نیروی موتور
پلیس نیروی دریایی
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
دارای نیروی شباب
نظرات