معانی کلمه : نیرومند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
زورمند، توانا، قوی، پرزور.
فرهنگ معین
(مَ ) (ص . ) دارای زور و قدرت .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: nirumand) دارای نیرو ، قوی .
اسم: نیرومند (پسر) (فارسی) (تلفظ: nirumand) (فارسی: نيرومند) (انگلیسی: nirumand)
معنی: دارای نیرو، قوی
معنی: دارای نیرو، قوی
مترادف و متضاد
باقوت، بانیرو، پرزور، پرزور، پرقوت، توانا، زورمند، قوی، قوی، قویجثه، مقتدر ≠ ضعیف
