معانی کلمه : نیام
لغت نامه دهخدا
نیام . [ ن ُی ْ یا ] (ع ص ، اِ) جمع نائم است . رجوع به نائم شود.
نیام . (ع اِ) خواب . نوم .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || (ص ، اِ)ج ِ نائم . رجوع به نائم شود. || (مص ) نوم . (منتهی الارب ) (متن اللغة). رجوع به نَوم شود.
فرهنگ عمید
۱. غلاف شمشیر و خنجر.
۲. (زیست شناسی ) غلاف برگ یا گل.
۲. (زیست شناسی ) غلاف برگ یا گل.
فرهنگ معین
[ په . ] (اِ. ) غلاف ، غلاف شمشیر و خنجر و غیره .
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
غلاف شمشیر
گویش بختیاری
نمىآیم.
مترادف و متضاد
پوشش، غلاف
واژه نامه بختیاریکا
پورند؛ قِلیف
فرهنگستان زبان و ادب
{legume} [زیست شناسی- علوم گیاهی] نوعی میوۀ خشک شکوفای یک برچه ای که در هنگام رسیدن با دو شکاف باز می شود
