Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نیام

تلفظ بین المللی : /nˈajˈɑm/ تلفظ :‌ [n'aj'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • نیام دار
  • نیام تن
  • نیام تنی
  • نیام شاخک افرازه
  • نیام لنگر
  • نیام اسکارپا
  • نیام بیت
  • نیام ترقوه ای سینه ای
  • نیام تمساح
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

نیام . [ ن ُی ْ یا ] (ع ص ، اِ) جمع نائم است . رجوع به نائم شود.

نیام . (ع اِ) خواب . نوم .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || (ص ، اِ)ج ِ نائم . رجوع به نائم شود. || (مص ) نوم . (منتهی الارب ) (متن اللغة). رجوع به نَوم شود.

نیام. ( اِ ) غلاف شمشیر. ( برهان قاطع ). غلاف شمشیر و کارد و خنجر. ( انجمن آرا ) (...

فرهنگ عمید

۱. غلاف شمشیر و خنجر.
۲. (زیست شناسی ) غلاف برگ یا گل.

فرهنگ معین

[ په . ] (اِ. ) غلاف ، غلاف شمشیر و خنجر و غیره .

دانشنامه آزاد فارسی

نیام (pod)نوعی میوۀ ویژۀ گیاهان نیام دار، متعلق به تیرۀ بقولات، مانند نخود و لوبیا. این نوع میوه از یک بَرچۀ منفرد حاصل می شود و پس از رسیدن، برای رهاسازی دانه ها از هر دو سمت شکافته می شود. در برخی گونه ها، به علت خشک شدن نابرابر دیوارۀ میوه و ایجاد نیروی کششی درون میوه، دانه به صورت انفجاری از نیام به بیرون پرتاپ می شود. در کشاورزی، نام لگوم (بنشن) به گیاهان زراعی متعلق به تیرۀ نخود و لوبیا اطلا...

دانشنامه عمومی

غلاف شمشیر

نیام (کالبدشناسی). نیام یا فاسیا (به انگلیسی: Fascia) لایه پرده مانندی از جنس بافت همبند می باشد که ماهیچه ها را از هم جدا نموده یا گروه های ماهیچه ای را در جای خود ثابت نگه می دارد.ویکی پدیای انگلیسیCommittee on Anatomical Termi, Federative. Terminologia Anatomica: International Anatomical Terminology. Thieme Stuttgart. p. 33. ISBN 3-13-114361-4.نیام ها گروهی از بافت های فیبرما...

گویش بختیاری

نمىآیم.

مترادف و متضاد

پوشش، غلاف

case (اسم)حادثه، اتفاق، جا، حالت، صندوق، جلد، جعبه، محفظه، قالب، مورد، پرونده، قضیه، قاب، وضعیت، دعوی، پوسته، غلاف، مرافعه، نیامpod (اسم)پا، غوزه پنبه، غلاف، نیام، تخمدان، پوست برونی، پوسته محافظsheath (اسم)جلد، غلاف، نیام، پوش، مهبلscabbard (اسم)حفاظ، غلاف، نیام، غلاف شمشیرlegume (اسم)نیام، سبزی، بنشن، بقولات، گیاه خوردنیtunic (اسم)پوشش، نیام، لباس کوتاه، کت کوتاه سربازان انگلیس،...

واژه نامه بختیاریکا

پورند؛ قِلیف

فرهنگستان زبان و ادب

{legume} [زیست شناسی- علوم گیاهی] نوعی میوۀ خشک شکوفای یک برچه ای که در هنگام رسیدن با دو شکاف باز می شود

کلمات مرتبط

  • نیام دار
  • نیام تن
  • نیام تنی
  • نیام شاخک افرازه
  • نیام لنگر
  • نیام اسکارپا
  • نیام بیت
  • نیام ترقوه ای سینه ای
  • نیام تمساح
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات