Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ نگاه داری کردن

تلفظ بین المللی : /nˌeɡɑhdˈɑri kˈardan/ تلفظ :‌ [n,egAhd'ARi k'aRdan]
لغت نامه دهخدا
  • در اصطبل نگهداری کردن
  • نگهداری و دفاع کردن از
  • نگهداری کردن
  • نگهداری کردن از
  • کنسرو کردن یا نگهداری میوه
  • نگاه داری
  • نگاه داری اطلاعات حین حرکت جهشی چشم
  • شراکتی که نگاه می داری
  • دارای نگاه زنانه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

نگاه داری کردن. [ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) محافظت کردن. حراست کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). || پرورش دادن. ( ناظم الاطباء ). مواظبت کردن. توجه دقیق به کار بردن. ( فرهنگ فارسی معین ). از چیزی یا کسی مواظبت و نگه داری کردن. دلسوزانه مراقبت کردن. موجبات پرورش و آسایش کسی را فراهم کردن : سمک گفت شما را می باید بودن که اسب گله شاه می آورند، نگاه داری می کنم باشد که به دست توانم آوردن. ( سمک عیار ج 1 ص 13...

کلمات مرتبط

  • در اصطبل نگهداری کردن
  • نگهداری و دفاع کردن از
  • نگهداری کردن
  • نگهداری کردن از
  • کنسرو کردن یا نگهداری میوه
  • نگاه داری
  • نگاه داری اطلاعات حین حرکت جهشی چشم
  • شراکتی که نگاه می داری
  • دارای نگاه زنانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات