کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نکوهیده | کلماتور
معانی کلمه : نکوهیده
تلفظ بین المللی :
/nˌekuhˈideː/
تلفظ :
[n,ekuh'ide:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نکوهیده رای
نکوهیده کیش
نکوهنده
نکوهیدن
نکوبیده
نکوهیدنی
نکوهیدگی
نیکوهیده
ناهیده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
نکوهیده. [ ن ِ دَ / دِ ] ( ن مف ) ملامت کرده شده. بد. زشت. ( غیاث اللغات ). عیب کرده شده. ( برهان قاطع ) ( از اوبهی ) ( از فرهنگ اسدی ) ( ناظم الاطباء ). ناپسند. ناپسندیده. ( صحاح الفرس )( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). مذموم. ( اوبهی ) ( منتهی الارب ) ( دهار ). مذؤم. ( ترجمان القرآن ). قابل سرزنش وملامت را نیز گویند. ( برهان قاطع ). ملوم. ملیم. ذمیم. ( منتهی الارب ). تحقیرشده. اهانت شده. سرزنش ش...
فرهنگ عمید
۱. سرزنش شده.
۲. زشت شمرده شده، ناپسندیده.
دانشنامه عمومی
نابسند
مترادف و متضاد
بد، ذمیمه، زشت، مذموم، مطرود، مکروه، ناپسندیده، نادلپسند، ناستوده، نامقبول ≠ ستوده
fauthorlty
(صفت)
زده، مقصر، معیوب، ناقص، عیبناک، نکوهیده
کلمات مرتبط
نکوهیده رای
نکوهیده کیش
نکوهنده
نکوهیدن
نکوبیده
نکوهیدنی
نکوهیدگی
نیکوهیده
ناهیده
نظرات