معانی کلمه : نکورو
لغت نامه دهخدا
نکورو. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) نکوروی. رجوع به نکوروی شود :
نکورو را نکو کردار باید.
نکورو را نکو کردار باید.
فرهنگ عمید
نیکورو#NAME?
= نیکورو
مترادف و متضاد
جمیل، خوبرو، خوشسیما، خوشگل، زیبا، صبیح، قشنگ ≠ زشترو

نیکورو#NAME?
جمیل، خوبرو، خوشسیما، خوشگل، زیبا، صبیح، قشنگ ≠ زشترو