معنی کلمه : نکو خو
لغت نامه دهخدا
نکوخو. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) با حسن خلق. خلیق. خوش خلق. ( یادداشت مؤلف ). نکوخوی :
زنده تر از آنید و به نیروتر ازآنید
والاتر از آنید و نکوخوتر از آنید.بدخو شود از عشرت او سخت نکوخو
عاقل شود از عادت او سخت موله.
زنده تر از آنید و به نیروتر ازآنید
والاتر از آنید و نکوخوتر از آنید.بدخو شود از عشرت او سخت نکوخو
عاقل شود از عادت او سخت موله.
