معانی کلمه : نکه
لغت نامه دهخدا
نکه . [ ن ُک ْ ک َه ْ ] (ع ص ، اِ) شتران سست و ضعیف از بیماری برخاسته ، یا شتران آوازفرورفته از ضعیفی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
گویش مازنی
گردویی که از آن به عنوان تیله استفاده کنند
۱ظرفی چوبین و طویل که در ان برای دام آب یا جو ریزند ۲صافی ...
/nakke/ ظرفی چوبین و طویل که در ان برای دام آب یا جو ریزند - صافی و صیقلی & گردویی که از آن به عنوان تیله استفاده کنند
واژه نامه بختیاریکا
( نُکِه ) تعداد کم و معدود. مثلاً تیکه نُکه
