معانی کلمه : نژنداختر
لغت نامه دهخدا
نژنداختر. [ ن ِ / ن َ ژَ اَ ت َ ] ( ص مرکب ) بی طالع. بدطالع. بدبخت :
چنین گفت خسرو که بسیارگوی
نژنداختری بایدم سرخ موی.رجوع به نژند شود.
چنین گفت خسرو که بسیارگوی
نژنداختری بایدم سرخ موی.رجوع به نژند شود.
مترادف و متضاد
بدبخت، بدطالع، بیچاره، مفلوک ≠ بلنداختر
