نویسنده. [ ن ِ س َ دَ / دِ ] ( نف ) آنکه نوشتن تواند. ( یادداشت مؤلف ). که سواد نوشتن دارد : سدیگر هر آن کس که داننده بودنویسنده و چیزخواننده بود.فردوسی.نویسنده را دست گویا بودگل دانش از دلش بویا بود.اسدی. || منشی. مترسل. دبیر. ( یادداشت مؤلف ). که پیشه او ترسل و انشاء مکاتیب است : نویسنده ای خواست از بارگاه به قیصر یکی نامه فرمود شاه.فردوسی.سوم روز بزم روان ساختندنویسنده را پیش بنشاختند.فردوسی....
فرهنگ عمید
۱. (ادبی ) کسی که کتاب، مقاله، یا داستان می نویسد. ۲. [قدیمی] دبیر. ۳. [قدیمی] باسواد.
فرهنگ معین
(نِ سَ دِ ) (ص فا. ) ۱ - آن که می نویسد، کاتب . ۲ - منشی .
دانشنامه عمومی
نویسنده به کسی گفته می شود که به نوشتن می پردازد. واژهٔ نگارنده نیز گاه هم معنی با نویسنده به کار می رود.شاعرفهرست نویسندگان جهانفهرست نویسندگان ایرانیامروزه این لفظ عمومیت یافته و علاوه بر داستان نویسان به افرادی که در زمینه های دیگر نیز می نویسند اطلاق می شود. مانند نویسندگان نمایش نامه که به آن ها نمایش نامه نویس یا تئاترنویس یا نویسندهٔ متن فیلم که به آن ها فیلم نامه نویس می گویند.نویسنده، شخص...