Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نویدن

تلفظ بین المللی : /navˈidan/ تلفظ :‌ [nav'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • او به توس نویدن
  • او من چپه نویدن
  • او منس نویدن
  • سر بجا نویدن
  • قید نویدن
  • نویدناو
  • ذی نویان
  • افروز نوین
  • زن نوین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

نویدن. [ ن َ دَ ] ( مص ) زاری کردن. نالیدن . ( برهان قاطع ) : کنون زود پیرایه بگشا و روبه پیش پدر بس بزاری بنو.فردوسی.ز درد دل آن شب بدانسان نویدکه از ناله اش هیچکس نغنوید.لبیبی.نوان از نود شد کز او برگذشت ز درد گذشته نود می نود.ناصرخسرو.اکنون ز مفلسی چه نوی چندین بر درد مالی و غم مغبونی.ناصرخسرو ( دیوان چ مینوی - محقق ص 381 ).چنان در هجر او شبها نویده که خلق از ناله او نغنویده.ناصر بجه. || جنبیدن...

فرهنگ عمید

لرزیدن؛ جنبیدن.

زاری کردن؛ نالیدن: ◻︎ کنون زود پیرایه بگشای و رو / به پیش پدر رو به‌زاری بنو (فردوسی: ۱/۲۲۰).

زاری کردن، نالیدن: کنون زود پیرایه بگشای و رو / به پیش پدر رو به زاری بنو (فردوسی: ۱/۲۲۰ ).
لرزیدن، جنبیدن.

فرهنگ معین

(نَ دَ ) (مص ل . ) ۱ - نالیدن ، زاری کردن . ۲ - جنبیدن ، لرزیدن .

کلمات مرتبط

  • او به توس نویدن
  • او من چپه نویدن
  • او منس نویدن
  • سر بجا نویدن
  • قید نویدن
  • نویدناو
  • ذی نویان
  • افروز نوین
  • زن نوین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات