نوکار. [ ن َ / نُو ] ( ص مرکب ) مبتدی و بی وقوف در کار. کم تجربه. کسی که تازه به شغلی یا هنری پرداخته. تازه کار. مبتدی. || شاگرد. تلمیذ. ( ناظم الاطباء ). || نوکر. ( فرهنگ فارسی معین ) : ملک ناصرالدین علی ملک را که از اعیان ملوک بود و از قبل بیکی شریک و نوکار امیر ارغون. ( جهانگشای جوینی از فرهنگ فارسی معین ). || دانشجوئی که امتحان مسابقه را گذراند، و در بیمارستان به دستور کارورز به کارهای مقدماتی...
فرهنگ عمید
نوکر#NAME?
کسی که تازه به کاری یا فراگرفتن هنری شروع کرده؛ تازهکار؛ کمتجربه.
= نوکر کسی که تازه به کاری یا فراگرفتن هنری شروع کرده، تازه کار، کم تجربه.