Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ نوو

تلفظ بین المللی : /nˈuv/ تلفظ :‌ [n'uv n'uv]
لغت نامه دهخدا
  • نؤو
  • نوو داشتن
  • نوو پالون
  • نوو اریپوانا
  • نوو بردو
  • نوو بروس
  • نوو بود
  • نوو تارگ
  • نوو دونگنوو
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

نوو. [ن َ ] (اِ) نؤو. (ناظم الاطباء). رجوع به نؤو شود.

نؤو. [ ن َ ئو ] ( اِ ) خرمای تر و تازه. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). خرمای تازه. نوو. ( ناظم الاطباء ).

نوو. [ن َ ] ( اِ ) نؤو. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نؤو شود.

کلمات مرتبط

  • نؤو
  • نوو داشتن
  • نوو پالون
  • نوو اریپوانا
  • نوو بردو
  • نوو بروس
  • نوو بود
  • نوو تارگ
  • نوو دونگنوو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات