معانی کلمه : نوند
لغت نامه دهخدا
بجائی کجا نام او بد نوند
بدو اندرون کاخهای بلند،
کجا آذر بر زبر زین کنون
بدانجا فروزد همی رهنمون .
|| نام کوهی است . || نام مبارزی ایرانی که پسر او فرهاد نام داشته . (برهان قاطع).
فرهنگ عمید
۱. تندوتیز.
۲. (اسم ) کشتی.
۳. (اسم ) اسب یا شتر تیزرو: یکی را بهایی به تن درکشد / یکی را نوندی کشد زیر ران (فرخی: ٢٤٨ ).
۴. (اسم ) پیک یا سوار تندرو.
۲. (اسم ) کشتی.
۳. (اسم ) اسب یا شتر تیزرو: یکی را بهایی به تن درکشد / یکی را نوندی کشد زیر ران (فرخی: ٢٤٨ ).
۴. (اسم ) پیک یا سوار تندرو.
فرهنگ معین
(نَ وَ ) ۱ - (اِ. ) پیک ، نامه بر. ۲ - (ص . ) تیزرو، تندرو.
مترادف و متضاد
تندپا، تندرو، جلد
پیک، خبرآور، قاصد ≠ کند
۱. پیک، خبرآور، قاصد
۲. تندپا، تندرو، جلد ≠ کند
