Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نون

تلفظ بین المللی : /nˈuːn/ تلفظ :‌ [n'u:n]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریدانشنامه اسلامی
  • نون اشکمی
  • نون بن
  • نون جا
  • نون خار
  • نون خارشی
  • نون رزه
  • نون ساز
  • نون ساز تخته
  • نون سفره
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

نون . (اِخ ) نام پدر یوشع است .

نون . (اِخ ) نام دیگری است سوره ٔ «ن والقلم » را در قرآن : «سورة القلم و تسمی ایضاً سورة نون ». (مجمع البیان ج 5 ص 330). رجوع به ن والقلم شود.

نون . (ع اِ) ماهی ....

فرهنگ عمید

ماهی.

نام حرف «ن».

گودی در چانۀ کودک.

تنۀ درخت.

کنون؛ اکنون؛ حالا: ◻︎ مردمان را راه دشوار است نون / اندر آن دشت از فراوان استخوان (فرخی: ۲۶۲).

کنون، اکنون، حالا: مردمان را راه دشوار است نون / اندر آن دشت از فراوان استخوان (فرخی: ۲۶۲ ).
گودی در چانۀ کودک.
ماهی.
تنۀ درخت.
نام حرف «ن».

فرهنگ معین

(ق .) اکنون .

[ ع . ] (اِ.) ماهی .

(اِ.) 1 - چاه زنخدان . 2 - تنة درخت .

(حر.) بیست و نهمین حرف از حروف الفبای فارسی .

[ ع . ] (اِ. ) ماهی .
(ق . ) اکنون .
(اِ. ) ۱ - چاه زنخدان . ۲ - تنة درخت .
(حر. ) بیست و نهمین حرف از حروف الفبای فارسی .

دانشنامه آزاد فارسی

نون (Nun)
در اساطیر مصر، هاویۀ آب نخستین که جهان در آن شناور است؛ نیز خدایی که آن را تجسم می بخشد.
wikijoo: نون

فرهنگ فارسی

نان

دانشنامه عمومی

نون می توند به معانی زیر به کار رود:
ن ، ۲۸ امین حرف الفبای فارسی.
نون، یکی از اساطیر مصر باستان.
نون (خوراک)
wiki: دهانه برخوردی در ماه است.
wiki: نون (دهانه)

گویش مازنی

/noon/ نان

گویش بختیاری

نان. nun-e- ofâq:نان اُفاق (نوعى نان گرد و نازک که با شیر تهیه مى‏شود). nun-e- tonoka:نان تُنُکه (نوعى نان لواش گرد و نازک). nun-e- tâs xošk:نانِ تاس خشک (نوعى نان خشک و بدون شکر به ضخامت نان قندى). nun-e- towvai:نان تابه‏اى (نوعى نان که در صحرا یا در منزل روى تابه پزند). nun-e- šâta:نانِ شاتَه (نوعى نان گرد به ضخامت نان قندى بدون شیرینى). nun-e- šir:نانِ شیر (نوعى نان که آردش با شیر خمیر مى‏شود و...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی نُّونِ: ماهی (ذا النون یعنی صاحب ماهی ، که لقب حضرت یونس فرزند متی علی نبینا و علیهما السلام است که صاحب داستان ماهی است و از طرف پروردگار مبعوث بر اهل نینوی شد و ایشان را دعوت کرد ولی ایمان نیاوردند پس نفرینشان کرد و از خدا خواست تا عذابشان کند همین که نشا...معنی حَاضِرِی: حاضرین (چون مضاف واقع شده است نون آن حذف شده)معنی ﭐبْنَیْ: دوپسر(درموقعیت مضاف نون تثنیه حذف شده)معنی سَاق...

کلمات مرتبط

  • نون اشکمی
  • نون بن
  • نون جا
  • نون خار
  • نون خارشی
  • نون رزه
  • نون ساز
  • نون ساز تخته
  • نون سفره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات