معانی کلمه : نون
لغت نامه دهخدا
نون . (اِخ ) نام پدر یوشع است .
نون . (اِخ ) نام دیگری است سوره ٔ «ن والقلم » را در قرآن : «سورة القلم و تسمی ایضاً سورة نون ». (مجمع البیان ج 5 ص 330). رجوع به ن والقلم شود.
فرهنگ عمید
ماهی.
نام حرف «ن».
گودی در چانۀ کودک.
تنۀ درخت.
کنون؛ اکنون؛ حالا: ◻︎ مردمان را راه دشوار است نون / اندر آن دشت از فراوان استخوان (فرخی: ۲۶۲).
کنون، اکنون، حالا: مردمان را راه دشوار است نون / اندر آن دشت از فراوان استخوان (فرخی: ۲۶۲ ).
گودی در چانۀ کودک.
ماهی.
تنۀ درخت.
نام حرف «ن».
گودی در چانۀ کودک.
ماهی.
تنۀ درخت.
نام حرف «ن».
فرهنگ معین
(ق .) اکنون .
[ ع . ] (اِ.) ماهی .
(اِ.) 1 - چاه زنخدان . 2 - تنة درخت .
(حر.) بیست و نهمین حرف از حروف الفبای فارسی .
[ ع . ] (اِ. ) ماهی .
(ق . ) اکنون .
(اِ. ) ۱ - چاه زنخدان . ۲ - تنة درخت .
(حر. ) بیست و نهمین حرف از حروف الفبای فارسی .
(ق . ) اکنون .
(اِ. ) ۱ - چاه زنخدان . ۲ - تنة درخت .
(حر. ) بیست و نهمین حرف از حروف الفبای فارسی .
دانشنامه آزاد فارسی
نون (Nun)
در اساطیر مصر، هاویۀ آب نخستین که جهان در آن شناور است؛ نیز خدایی که آن را تجسم می بخشد.
در اساطیر مصر، هاویۀ آب نخستین که جهان در آن شناور است؛ نیز خدایی که آن را تجسم می بخشد.
wikijoo: نون
فرهنگ فارسی
نان
دانشنامه عمومی
نون می توند به معانی زیر به کار رود:
ن ، ۲۸ امین حرف الفبای فارسی.
نون، یکی از اساطیر مصر باستان.
نون (خوراک)
ن ، ۲۸ امین حرف الفبای فارسی.
نون، یکی از اساطیر مصر باستان.
نون (خوراک)
wiki: دهانه برخوردی در ماه است.
wiki: نون (دهانه)
گویش مازنی
/noon/ نان
