معانی کلمه : نول
لغت نامه دهخدا
نول . (فرانسوی ، ص ) در بازی شطرنج ، هیچ به هیچ . (فرهنگ فارسی معین ).
نول . (اِخ ) گروهی از زنگیان . (منتهی الارب ).جنسی از سیاهان . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
فرهنگ عمید
۱. گرداگرد دهان.
۲. منقار پرنده.
۳. لولۀ صراحی.
۲. منقار پرنده.
۳. لولۀ صراحی.
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - گرداگرد دهان . ۲ - منقار مرغ . ۳ - بینی . ۴ - لوله و گردن صراحی .
