Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نوسال

تلفظ بین المللی : /nˈoːsɑl/ تلفظ :‌ [n'o:sAl]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیگویش مازنی
  • ایسیدرو نوسال
  • نوساله
  • نوسالوو
  • نوسالین
  • ذو نوسان
  • رأی ناسالم
  • سحاب نوال
  • انصاری نورالحسن
  • عالم نوسانی
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

نوسال. [ ن َ / نُو ] ( اِ مرکب ) سال نو داغدیدگانی. عید یا سال نو بعد از مرگ کسی. ( یادداشت مؤلف ).

دانشنامه عمومی

نوسال (سال های حکومت ۶۳۷–۶۳۳) یکی از چهار حکمران و کارگزار امپراتوری مغول در فاصلهٔ کشته شدن جلال الدین خوارزمشاه تا فرمانروایی هلاکو خان در ایران بود. امیری کهن سال بود که بعد از مرگ جنتمور به امر اوگتای قاآن جانشین او شد و بر همان نواحی خوارزم و خراسان و مازندران حکومت می کرد. بهاءالدین محمد جوینی پدر عطاملک جوینی تاریخدان معروف در حکومت او نیز مانند حکومت حاکم قبلی جنتمور عنوان صاحب دیوانی را ح...

گویش مازنی

سال نو

/noo saal/ سال نو

کلمات مرتبط

  • ایسیدرو نوسال
  • نوساله
  • نوسالوو
  • نوسالین
  • ذو نوسان
  • رأی ناسالم
  • سحاب نوال
  • انصاری نورالحسن
  • عالم نوسانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات