Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نوری

تلفظ بین المللی : /nˈuri/ تلفظ :‌ [n'uRi]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • نوری و برقی
  • نوری مالکی
  • نوری اسفندیاری موسی
  • نوری المالکی
  • نوری بیلگه جیلان
  • نوری حاج میرزا حسین
  • نوری حسن بن علی
  • نوری زاده علی رضا
  • نوری سعید
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

نوری . (اِخ ) نوراﷲ شوشتری (قاضی ...). رجوع به قاضی نوراﷲ شوشتری شود.

نوری . [ ری ی ] (ع اِ) واحد نَوَر، به معنی مختلس . (از اقرب الموارد). رجوع به نَوَر و نَوَرة شود. || (ص نسبی ) منسوب است به نور. رجوع به نوری شود.

نوری . (اِخ ) ... بیگ خان لاهوری . از پارسی گویان قرن دهم هجری هندوستان و از معاصران تقی اوحدی است ...

دانشنامه عمومی

نوری دارای کاربردهای زیر می باشد:نوری (زهک)نوری (تربت حیدریه)نوری (زابل)wiki: نوری نوری (تربت حیدریه). نوری رخ (تربت حیدریه)، روستایی از توابع بخش جلگه رخ شهرستان تربت حیدریه در استان خراسان رضوی ایران است.این روستا در دهستان میان رخ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۶۰ نفر (۱۲۵خانوار) بوده است.این روستا در قسمت کوهستانی واقع شده و زمستانی بسیار سرد و تابستانی خنک ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: nuri) (عربی ـ فارسی) (نور + ی (پسوند نسبت)) ، منسوب به نور ، مربوط به نور ؛ روشن و درخشان؛ (در گیاهی) نوعی زردآلوی درشت و کشیده به رنگ زرد ؛ (در قدیم) نوعی طوطی .

اسم: نوری (پسر، دختر) (فارسی، عربی) (طبیعت) (تلفظ: nuri) (فارسی: نوري) (انگلیسی: nuri) معنی: منسوب به نور، روشن و درخشان، ( عربی ـ فارسی ) ( نور، ی ( پسوند نسبت ) )، مربوط به نور، ( در گیاهی ) نوعی زردآلوی درشت و کشیده به ر...

دانشنامه اسلامی

[ویکی شیعه] نوری صفت نسبت به شهر نور است و ممکن است به یکی از این افراد اشاره کند:wikishia: حسین نوری همدانی ، از فقهای حوزه علمیه قم و از مراجع تقلید معاصر• محدث نوری، محدث و رجالی بزرگ و چهره سرشناس علمای شیعه در قرن چهاردهم هجری• ابوالحسین نوری، از عرفای خراسانی الاصل و از صوفیان مشهور بغداد در قرن سوم• ابراهیم خواجه نوری، نویسنده و روانشناس، روزنامه نگار و از رجال سیاسی دوره پهلوی• حسین خطیبی ...

واژه نامه بختیاریکا

فرزند ارشد

فرهنگستان زبان و ادب

[فیزیک- اپتیک] ← اپتیکی

کلمات مرتبط

  • نوری و برقی
  • نوری مالکی
  • نوری اسفندیاری موسی
  • نوری المالکی
  • نوری بیلگه جیلان
  • نوری حاج میرزا حسین
  • نوری حسن بن علی
  • نوری زاده علی رضا
  • نوری سعید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات