معانی کلمه : نورهان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آنچه از جایی برای کسی به رسم تحفه و ارمغان بیاورند، راه آورد، سوغات، ارمغان، مژدگانی: نوعروسان حجلهٴ نوروز / نورهان زرّ و زیور اندازند (خاقانی: ۴۶۶ ).
فرهنگ معین
(نَ رَ ) (اِ. ) ۱ - سوغات ، ره آورد. ۲ - مژدگانی .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: no(w)rahān) (= نوراهان) (در قدیم) تحفه ، سوغات ، ارمغان .
اسم: نورهان (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: no (w) rahān) (فارسی: نورَهان) (انگلیسی: now rahan)
معنی: سوغات، تحفه، ارمغان
معنی: سوغات، تحفه، ارمغان
