کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : نورافشاندن
تلفظ بین المللی :
/norˈɑfʃˈɑndan/
تلفظ :
[noR'AfS'Andan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نورافشانی
نورافشانی کردن
نورافکندن
نورافشان
نورافشان مختار
عشق جهان را نورافشانی می کند
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
shine
(فعل)
روشن شدن، براق کردن، تابیدن، درخشیدن، منور کردن، نورافشاندن
کلمات مرتبط
نورافشانی
نورافشانی کردن
نورافکندن
نورافشان
نورافشان مختار
عشق جهان را نورافشانی می کند
نظرات