معانی کلمه : نورا
لغت نامه دهخدا
نورا. (اِ) هر چیز که موی ها را بریزاند و ساقط کند. (ناظم الاطباء). رجوع به نوره شود.
نورا. [ رُ ل ْ لاه ] (اِخ ) (میرزا...) اصفهانی ، متخلص به ضیاء. رجوع به ضیاء اصفهانی شود.
فرهنگ عمید
تابان، درخشان.
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: nurā) (نور + ا (پسوند نسبت)) نورانی ، درخشان ؛ (به مجاز) زیبا .
اسم: نورا (دختر) (فارسی، عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: nurā) (فارسی: نورا) (انگلیسی: nura)
معنی: نورانی، درخشان، ( به مجاز ) زیبا، ( نور، ا ( پسوند نسبت ) )، نور ( عربی ) + ا ( فارسی )، مؤنث انور درخشان، تابان
معنی: نورانی، درخشان، ( به مجاز ) زیبا، ( نور، ا ( پسوند نسبت ) )، نور ( عربی ) + ا ( فارسی )، مؤنث انور درخشان، تابان
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{ZAMS} [نجوم ] ← نوزاد رشتۀ اصلی
