Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نوداماد

تلفظ بین المللی : /nodˈɑmˈɑd/ تلفظ :‌ [nod'Am'Ad]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • فتح نواباد
  • نامادری
  • نااماده
  • نخوداباد
  • ندامان
  • نوداران
  • زمین نواباد
  • نوازاده
  • نودمال
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

نوداماد. [ ن َ/ نُو ] ( ص مرکب ) نوکدخدا. کسی که تازه زن گرفته باشد. که به تازگی جفت گرفته. ( از ناظم الاطباء ). تازه داماد. ( فرهنگ فارسی معین ). نوشاه. ( یادداشت مؤلف ).

مترادف و متضاد

benedick (اسم)
نوداماد

bridegroom (اسم)
نوداماد، خواستگار

کلمات مرتبط

  • فتح نواباد
  • نامادری
  • نااماده
  • نخوداباد
  • ندامان
  • نوداران
  • زمین نواباد
  • نوازاده
  • نودمال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات