Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نوبر

تلفظ بین المللی : /nˈoːbar/ تلفظ :‌ [n'o:baR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • نوبر میوه
  • نوبر کردن
  • نوبر چیزی را اوردن یا نوبرش را اوردن
  • نوبر محله
  • نوبر اصفهان
  • تپه نوبر
  • حمام نوبر
  • درب نوبر
  • نوبرش را اورده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

نوبر. [ ن َ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آختاچی بوکان از بخش بوکان شهرستان مهاباد، در 19 هزارگزی مغرب بوکان در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و 422 تن سکنه دارد. آبش از چشمه ، محصولش غلات و توتون و حبوبات ، شغل اهالیش زراعت و گله داری و جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)....

فرهنگ عمید

۱. تازه؛ نو.
۲. میوه‌ای که تازه به بازار آورده باشند.
⟨ نوبر کردن: (مصدر لازم، مصدر متعدی)
۱. خوردن میوۀ نورسیده.
۲. دست یافتن.

۱. تازه، نو.
۲. میوه ای که تازه به بازار آورده باشند.
* نوبر کردن: (مصدر لازم، مصدر متعدی )
۱. خوردن میوۀ نورسیده.
۲. دست یافتن.

فرهنگ معین

(نُ بَ ) (اِمر. ) ۱ - میوة نورس . ۲ - هرچیز که تازه پدید آمده .

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۸°۰۴′۵۱٫۵۲″ شمالی ۴۶°۱۷′۲۴٫۴۲″ شرقی / ۳۸٫۰۸۰۹۷۷۸°شمالی ۴۶٫۲۹۰۱۱۶۷°شرقی / 38.0809778; 46.2901167علی مسیومحمدعلی تربیتنوبر یکی از محله های بزرگ و تاریخی شهر تبریز است که در مرکز این شهر واقع شده است. این محله از سمت شمال به محله های راسته کوچه و مهادمهین، از سمت جنوب به تپه های یانیق، از سمت شرق به محلهٔ مارالان و از سمت غرب به محله های چرنداب و مهادمهین محدود شده است. از مهم ترین کوی ها...

گویش مازنی

هر چیز تازه – اولین چین میوه

/noobar/ هر چیز تازه – اولین چین میوه

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: no(w)bar) ویژگی میوه‌ای که در آغاز فصل خود به بازار می‌آید ؛ (به مجاز) تازه و جدید ؛ (در قدیم) تَر و تازه ، شاداب ؛ (در قدیم) تحفه ، نو برانه .

اسم: نوبر (دختر) (فارسی) (تلفظ: no (w) bar) (فارسی: نوبَر) (انگلیسی: now bar) معنی: ( به مجاز ) تازه و جدید، شاداب، نو برانه، ویژگی میوه ای که در آغاز فصل خود به بازار می آید، ( در قدیم ) تَر و تازه، ( در قدیم ) تحفه، تر و تازه و جدید...

مترادف و متضاد

طرفه

تازه‌رسیده، نوباوه، نورس

۱. تازهرسیده، نوباوه، نورس
۲. طرفه

first fruit (اسم)
نوبر

firstling (اسم)
نوبر

کلمات مرتبط

  • نوبر میوه
  • نوبر کردن
  • نوبر چیزی را اوردن یا نوبرش را اوردن
  • نوبر محله
  • نوبر اصفهان
  • تپه نوبر
  • حمام نوبر
  • درب نوبر
  • نوبرش را اورده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات