نواله. [ ن َ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) لقمه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). زماورد. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ). زلة. ( زمخشری ). بزماورد. میسر. تکه. توشه. ( یادداشت مؤلف ). لقمه خوراکی برای گذاشتن در دهان. ( فرهنگ فارسی معین ) : ندیمان را بخواند امیر و شراب ومطربان خواست و این اعیان را به شراب بازگرفت و طبق های نواله و سنبوسه روان شد. ( تاریخ بیهقی ص 282 ).از دست تو خوش نایدم نواله زیرا که...
فرهنگ عمید
۱. گلولۀ خمیر، تکه ای از خمیر آرد گندم که گلوله کنند و به شتر بدهند. ۲. [قدیمی] لقمه و توشه و مقداری از خوراک که برای کسی کنار بگذارند.
فرهنگ معین
(نَ لِ ) (اِ. ) ۱ - گلولة خمیر. ۲ - مقداری از خوراک که برای کسی کنار گذارند.
دانشنامه عمومی
نواله (به ایتالیایی: Noale) یک کومونه در ایتالیا است که در استان ونیز واقع شده است. نواله ۲۵ کیلومتر مربع مساحت و ۱۵٬۶۱۹ نفر جمعیت دارد و ۱۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.فهرست شهرهای ایتالیاشهر دیلیجان خواهرخواندهٔ نواله هست.wiki: نواله...