نوال. [ ن َ ] ( ع اِ ) عطا. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( دهار ) ( منتهی الارب ). بخشش. ( غیاث اللغات ). دهش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) : زایر ز بس نوال کز او یابد و صلت گوید مگر چو من نرسید اندر این دیار.فرخی.ستوده ای به کمال و ستوده ای به خصال ستوده ای به نوال و ستوده ای به سیَر.فرخی.اندر چله جهل کمانت شکند تیروَاندر گلوی آز نوالت فکند زه.منوچهری.خدایگانی شاهی مظفری ملکی که ابر روز نوال است و ...
فرهنگ عمید
۱. عطا. ۲. (اسم ) بهره، نصیب.
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . ] (اِ. ) دهش ، بخشش .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: navāl) (عربی) آنچه بخشیده میشود ، عطیه ؛ (در قدیم) بخشش و عطا .
اسم: نوال (دختر) (عربی) (تلفظ: navāl) (فارسی: نَوال) (انگلیسی: naval) معنی: عطا و بخشش، بهره، نصیب، آنچه بخشیده می شود، عطیه، ( در قدیم ) بخشش و عطا، عطا، بخشش