معانی کلمه : نوات
لغت نامه دهخدا
نوات . [ ن َ ] (ع اِ) هسته ٔ خرما. تخم خرما. (غیاث اللغات ). نواة. رجوع به نواة شود. || وزنی معادل پنج درم سنگ . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نواة شود.
گویش مازنی
نبات
/nevaat/ نبات

نوات . [ ن َ ] (ع اِ) هسته ٔ خرما. تخم خرما. (غیاث اللغات ). نواة. رجوع به نواة شود. || وزنی معادل پنج درم سنگ . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نواة شود.
نبات