معانی کلمه : نوآیین
لغت نامه دهخدا
نوآئین . [ ن َ / نُو ] (ص مرکب ) رجوع به نوآیین شود.
فرهنگ عمید
۱. نوپدیدآمده؛ نوباوه.
۲. زیبا؛ آراسته؛ بدیع: ◻︎ نوای تو ای خوب ترک نوآیین / درآورد در کار من بینوایی (منوچهری: ۱۵۲).

نوآئین . [ ن َ / نُو ] (ص مرکب ) رجوع به نوآیین شود.
۱. نوپدیدآمده؛ نوباوه.
۲. زیبا؛ آراسته؛ بدیع: ◻︎ نوای تو ای خوب ترک نوآیین / درآورد در کار من بینوایی (منوچهری: ۱۵۲).