Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نهی

تلفظ بین المللی : /nˈahj/ تلفظ :‌ [n'ahj]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • نهی اخلاقی
  • نهی سازی
  • نهی کردن
  • نهی کننده
  • نهی از منکر
  • نهی توقیت
  • نهی عبد ربه
  • نهی یسری
  • نهی ابتدایی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

نهی . [ ن ِ ها ] (ع اِ) زجاج . (اقرب الموارد).

نهی . [ ن ُ هی ی ] (ع اِ) ج ِ نهی به معنی غدیر و آبگیر است . رجوع به نَهی و نِهی شود.

نهی ٔ. [ ن َ ] (ع ص ، اِ) گوشت نیم پخته . (منتهی الارب ). گوشت نیم جوش . (آنندراج ). گوشت نیم پز. (ناظم الاطباء).

نهی . [ ن َ / ن ِ ] (ع ص ) ...

فرهنگ عمید

عقل‌ها؛ خِرَدها.

بازداشتن؛ منع کردن.
⟨ نهی از منکر: (فقه) بازداشتن از کار بد.

بازداشتن، منع کردن.
* نهی از منکر: (فقه ) بازداشتن از کار بد.
عقل ها، خِرَدها.

فرهنگ معین

(نَ ) [ ع . ] (مص م . ) بازداشتن ، ممانعت .

دانشنامه آزاد فارسی

نهی (ادبیات). در ادبیات، منع یا بازداشتن کسی از کاری یا چیزی؛ مانند «دامن عشوه به داغ دل طالب مفشان ـ کاین چراغی است که بیداد تو افروخته است». گاهی نیز روی سخن ادیب با خود است: «حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی ـ دام تزویر مکن چون دگران قرآن را». نهی ممکن است در معنای تأمل، تحذیر، اندرز، توبیخ، تحریک، دریغ، تهدید و مانند آن ها به کار رود.wikijoo: نهی_(ادبیات) نهی (اصول فقه). نَهی (اصول فقه)...

دانشنامه عمومی

نِهیْ:(nehi) در گویش گنابادی یعنی بگذار ، قرار بده

نهی (فجیره). نهی (در عربی: الُنهی ) روستای کوچکی از توابع شهر دبا الفجیره در نوار ساحلی کرانهٔ دریای عمان از توابع امارت فجیره از امارات هفتگانه دولت امارات متحده عربی و در شبه جزیره عربستان واقع شده است. این روستای در پایهٔ رشتهٔ کوه حجر واقع شده است. این روستا یکی از زیباترین روستاهای شهر (دبا الفجیره) است، مخصوصاً در فصل زمستان و موسم ب...

مترادف و متضاد

بازداشتن، نهی کردن

بازداشت، جلوگیری، منع ≠ امر

۱. بازداشت، جلوگیری، منع
۲. بازداشتن، نهی کردن ≠ امر

interdict (اسم)جلوگیری، تحریم، نهی، قدغن، حکم بازداشت، حکم نهی، حکم اداریprohibition (اسم)منع، تحریم، ممانعت، ممنوعیت، نهی، قدغن، صدور حکم منعinjunction (اسم)اتحاد، دستور، نهی، قدغن، حکم بازداشتforbiddance (اسم)جلوگیری، بازداشت، منع، ممانعت، ممنوعیت، نهی، قدغن...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] نهی (قرآن). صیغه دالّ بر طلب ترک فعل ، را نهی گویند.فعل نهی (امر بازدارنده) لفظی است که گوینده به سبب آن، ترک حالت یا کاری را بخواهد. صیغه نهی ظهور در حرمت و فساد دارد و از اقسام انشا است، مانند: (وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الاَرْضِ بَعْدَ اِصْلاَحِهَا...)؛ "و در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید". معانی مجازیگاهی نهی، مجازاً در معانی دیگر به کار می رود؛ مانند:۱. نهی دعایی : (... رَبَّنَا لاَ...

فرهنگ فارسی ساره

بازدار


کلمات مرتبط

  • نهی اخلاقی
  • نهی سازی
  • نهی کردن
  • نهی کننده
  • نهی از منکر
  • نهی توقیت
  • نهی عبد ربه
  • نهی یسری
  • نهی ابتدایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات