Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نهنگ

تلفظ بین المللی : /nˈahanɡ/ تلفظ :‌ [n'ahang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • نهنگ دریایی قطب شمال
  • نهنگ صید کردن
  • نهنگ کوچک دریایی
  • نهنگ ابربالۀ نیوانگلندی
  • نهنگ برینگی برد
  • نهنگ بزرگ باله ایان
  • نهنگ بزرگ بالۀ تنومند
  • نهنگ بزرگ بالۀ جنوبگانی
  • نهنگ بزرگ بالۀ شمالی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نهنگ . [ ن َ هََ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باباجانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان . در 12 هزارگزی مشرق ده شیخ ، در منطقه ٔ کوهستانی گرمسیری واقع است و 150 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔ زمکان ، محصولش جو و لبنیات و کتیرا و سقز و بلوط، شغل مردمش گله داری و جمعآوری کتیرا و سقز است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5)....

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) = تمساح
۲. (زیست شناسی ) = بالن
۳. [قدیمی، مجاز] مبارز.

فرهنگ معین

(نَ یا نِ هَ ) (اِ. ) بالن ، نوعی ماهی بسیار بزرگ دریایی .

دانشنامه آزاد فارسی

نَهَنگ (whale)نَهَنگنَهَنگنَهَنگ(یا: وال، بالن) هر یک از پستانداران دریایی، از راستۀ آب بازان. یگانه پستانداری است که برای زندگی کامل در آب سازش یافته است. اندام حرکتی جلویی تبدیل به باله شده است و اندام های خارجی اثری مشخص و خارجی ندارند. وال ها دارای یک بالۀ دمی افقی اند. هنگامی که برای تفنن به سطح می آیند، هوای گرم حاصل از بازدم شان متراکم می شود و تشکیل فواره ای می دهد که از سوراخ های تنفسی آن...

دانشنامه عمومی

نَهَنگ ها جانورانی جفت دار از پستانداران دریایی اند که کاملاً به بوم سازگان آبی تعلق دارند و از پراکندگی بالایی برخوردارند. نهنگ ها به صورت غیررسمی در زیرگروه آب بازسانان قرار می گیرند. نهنگ، دلفین و گرازماهی در گروه جفت سم سانان قرار دارند. نزدیک ترین پستاندار زنده به خانوادهٔ این جانوران، اسب آبی است که نزدیک به ۴۰ میلیون سال پیش از آن ها جدا شده. نهنگ ها دارای دو راستهٔ اصلی اند، نهنگان بی دندا...

نقل قول

نهنگ بزرگترین پستاندار آبزی روی زمین است.• «به یک خدنگ دژآهنگ جنگ داری تنگ// تو بر پلنگ شخ و بر نهنگ دریابار»• عنصری بلخی• «ز آب خُرد، ماهی خُرد خیزد// نهنگ آن به که با دریا ستیزد»• سعدی• «یکی گرگ در وی بساننهنگ // بدرد دل شیر و چرم پلنگ»• فردوسی• «باده به گوش ماهیی بیش مده که در جهان // هیچ نهنگ بحرکش نیست سزای صبحدم..»• خاقانی• «ز شاهین و از باز و پران عقاب// ز شیر و پلنگ و نهنگ اندر آب// همه بر...

گویش مازنی

۱از اسامی سگ ۲نهنگ

/nehang/ از اسامی سگ - نهنگ

گویش اصفهانی

تکیه ای: --------
طاری: --------
طامه ای: --------
طرقی: --------
کشه ای: --------
نطنزی: ---------

مترادف و متضاد

تمساح، وال

alligator (اسم)تمساح، نهنگwhale (اسم)نهنگ، بال، بالن، وال، قیطسleviathan (اسم)نهنگsea cow (اسم)نهنگ، اسب ابی، گاو دریایی...

واژه نامه بختیاریکا

( نِهنگ ) نزدیک

کلمات مرتبط

  • نهنگ دریایی قطب شمال
  • نهنگ صید کردن
  • نهنگ کوچک دریایی
  • نهنگ ابربالۀ نیوانگلندی
  • نهنگ برینگی برد
  • نهنگ بزرگ باله ایان
  • نهنگ بزرگ بالۀ تنومند
  • نهنگ بزرگ بالۀ جنوبگانی
  • نهنگ بزرگ بالۀ شمالی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات