معانی کلمه : نهنبن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سرپوش دیگ، کوزه، تنور، و مانندِ آن: بگشای راز عشق و نهفته مدار عشق / از می چه فایده که به زیر نهنبن است (کسائی: لغت فرس: نهبنن )، دوستی این جهان نهنبن دل هاست / از دل خود بفکن این سیاه نهنبن (ناصرخسرو: ۱۶۹ ).
۲. سر کوزه.
۳. سر دیگ.
۴. سر تنور.
۲. سر کوزه.
۳. سر دیگ.
۴. سر تنور.
فرهنگ معین
(نَ هَ بَ ) (اِ. ) درپوش ، سرپوش .
