معانی کلمه : نهضت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (سیاسی ) جنبش، قیام: نهضت جنگل.
۲. [قدیمی] حرکت، عزیمت.
۲. [قدیمی] حرکت، عزیمت.
فرهنگ معین
(نِ ضَ ) [ ع . نهضة ] (اِمص . ) جنبش ، قیام .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: ne(a)hzat) (عربی) (در سیاست) جنبش ؛ (در قدیم) حرکت ، عزیمت .
اسم: نهضت (دختر) (عربی) (تلفظ: ne (a) hzat) (فارسی: نهضت) (انگلیسی: nehzat)
معنی: جنبش، حرکت، عزیمت
معنی: جنبش، حرکت، عزیمت
مترادف و متضاد
اغتشاش، انقلاب، جنبش، حرکت، خیزش، شورش، غائله، قیام
فرهنگ فارسی ساره
جنبش
