معانی کلمه : نمکین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(نَ مَ ) (ص نسب . ) ۱ - شور، نمک زده . ۲ - ملیح ، زیبا.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تودلبرو، ملیح
بانمک، شور، نمکدار
۱. بانمک، شور، نمکدار
۲. تودلبرو، ملیح

تودلبرو، ملیح
بانمک، شور، نمکدار
۱. بانمک، شور، نمکدار
۲. تودلبرو، ملیح