نمک . [ ن َ م َ ] (اِ مصغر) از: نم + ک (پسوند تصغیر). رطوبتی اندک . اندک نم و رطوبتی . قطره ای : هم ساده گلی هم شکری هم نمکی بر برگ گل سرخ چکیده نمکی .
عسجدی .
نمک. [ ن َ م َ ] ( اِ ) ماده ای سپید که به آسانی سوده می گردد و در آب حل می شود و آن را در تلذیذ غذاها به کار می برند و سبخ نیز گویند. ( ناظ...
فرهنگ عمید
جسمی سفیدرنگ، بلوری، شورمزه، و محلول در آب که در اغذیه می ریزند و با بسیاری از خوراکی ها خورده می شود که از آب دریا و از معدن به دست می آید، کلرور سدیم، نمک طعام.
فرهنگ معین
(نَ مَ ) (اِ. ) مادة سپیدی است که به آسانی سوده می گردد و در آب حل می شود و آن را از آب دریا و معدن به دست می آورند. ، ~ به حرام (عا. ) ناسپاس ، حق ناشناس . ، ~ را خوردن و نمکدان را شکستن کنایه از: به ولی نعمت خود خیانت کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
نَمک (salt)نَمکنَمکدر شیمی، ترکیب تشکیل شده از یک اسید و یک باز، حاصل از جایگزینی همه یا بخشی از هیدروژن موجود در اسید با فلز یا رادیکالی الکترون دهنده. کلرید سدیم (← نمک_طعام) از نمک های رایج است. نمک ها ممکن است بر اثر واکنش شیمیایی بین یک اسید و یک باز یا بر اثر جایگزینی هیدروژن یک اسید با یک فلز (← واکنش_جایگزینی) حاصل شوند. یون ها در حالت جامد معمولاً با آرایش منظمی شکل می گیرند و تشکیل کریست...
دانشنامه عمومی
اولین ماده معدنی خوراکی و دارای تجارت جهانی، عنصر اصلی نگهداری طولانی مدت مواد غذایی، طعم دهنده طبیعی تا همین ۱۰۰ سال پیش بود. از چنان اهمیتی برخودار بود که برای تهیه و توزیع و تجارت آن مالیات وضع کرده بودند و منبع درآمد دولت ها بود. در مومیایی کردن و دادن برکت به خانه و دفع ارواح و بالا بردن قدرت جنسی و رفع ضعف ماهیچه کاربرد داشته است. قیمت بالای نمک از عناصر اصلی در استقلال هند و آمریکا بود ولی ...