معانی کلمه : نمور
لغت نامه دهخدا
میزبانان من سیوف و رماح
میهمانان من کلاب و نمور.
فرهنگ معین
(نَ ) (ص . ) نمناک ، مرطوب .
اصطلاحات
معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> نمور ( نموره )
جزیی، کوچک، کمی
جزیی، کوچک، کمی
گویش مازنی
نمناک
/namoor/ نمناک
مترادف و متضاد
مرطوب، نمدار، نمسار، نمگین
