کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نمایان-شدن | کلماتور
معانی کلمه : نمایان شدن
تلفظ بین المللی :
/namˈɑjɑn ʃˈodan/
تلفظ :
[nam'AjAn S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
نمایان شدن سرزده
ناگهانی نمایان شدن
نالان شدن
نایاب شدن
نمایاندن
اشتیاق را نمایاندن
نمایانیدن
کارزار نمایاندن نظامی به عنوان شاعر ملی اذربایجان
نمایان
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
نمایان شدن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ظاهر شدن. به نظر درآمدن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آشکار شدن. نموده شدن. ( ناظم الاطباء ). پیدا شدن. طالعشدن. ظهور. بروز. طلوع. پیدایش. ( یادداشت مؤلف ).
مترادف و متضاد
peer
(فعل)
برابر کردن، بدرجه اشرافی رسیدن، بدقت نگریستن، نمایان شدن، بنظر رسیدن، هم درجه کردن، برابر بودن با
واژه نامه بختیاریکا
کَندِن
کلمات مرتبط
نمایان شدن سرزده
ناگهانی نمایان شدن
نالان شدن
نایاب شدن
نمایاندن
اشتیاق را نمایاندن
نمایانیدن
کارزار نمایاندن نظامی به عنوان شاعر ملی اذربایجان
نمایان
نظرات