Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نماندن

تلفظ بین المللی : /nˈamɑndˌan/ تلفظ :‌ [n'amAnd,an]
لغت نامه دهخداواژه نامه بختیاریکا
  • اعصاب برای کسی نماندن
  • برای خالی نماندن عریضه
  • خلال نماندن
  • گرد نماندن
  • خون بر کسی نماندن
  • نماندنی
  • سپس هیچ کدام باقی نماندند
  • ز پای نشاندن
  • سر طاس نشاندن
لغت نامه دهخداواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نماندن. [ ن َ دَ ] ( مص منفی ) رفتن. اقامت نکردن. دوام نیاوردن. مقابل ماندن. || مردن. درگذشتن. ( یادداشت مؤلف ) : چون عم او اردشیر که جای پدرش گرفته بود نماند. ( فارسنامه ابن بلخی ). در آن وقت که حالت شیخ به کمال رسیده بود و پیر ابوالفضل حسن نمانده. ( اسرارالتوحید ص 17 ). در موصل نماند سن او به نودوشش رسید. ( جامعالتواریخ ).نزدیک شد آن دم که رقیب تو بگویددور از رخت این خسته رنجور نمانده ست.حافظ. ...

واژه نامه بختیاریکا

بید نکِردِن

کلمات مرتبط

  • اعصاب برای کسی نماندن
  • برای خالی نماندن عریضه
  • خلال نماندن
  • گرد نماندن
  • خون بر کسی نماندن
  • نماندنی
  • سپس هیچ کدام باقی نماندند
  • ز پای نشاندن
  • سر طاس نشاندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات