Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نماز گزاردن

تلفظ بین المللی : /nˈamˈɑz ɡozˈɑrdan/ تلفظ :‌ [n'am'Az goz'ARdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • نماز گذاردن
  • نمازگزاردن
  • اوصاف نمازگزاران
  • بهشت نمازگزاران
  • حیای نمازگزاران
  • خوف نمازگزاران
  • نمازگزاران
  • نماز
  • نماز خواندن
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

نماز گزاردن. [ ن َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) نماز گذاردن. نماز خواندن : به زیارت آمد و نماز گزارد و دعا کرد. ( گلستان ). گفت کجا نماز بگزارم ؟ من نمی خواهم که نماز در سراهای مجوس بگزارم. احوص او را گفت که نماز در خیمه ها می گزار. ( تاریخ قم ص 250 ).
گر آن طاق ابرو شود قبله ساز
نمازی گزارم به شرح نیاز.
ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. گُ دَ ) (مص ل . ) به جای آوردن نماز.

کلمات مرتبط

  • نماز گذاردن
  • نمازگزاردن
  • اوصاف نمازگزاران
  • بهشت نمازگزاران
  • حیای نمازگزاران
  • خوف نمازگزاران
  • نمازگزاران
  • نماز
  • نماز خواندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات