Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ نماز کردن

تلفظ بین المللی : /nˈamˈɑz kˈardan/ تلفظ :‌ [n'am'Az k'aRdan]
لغت نامه دهخدا
  • راز و نیاز کردن
  • ناز کردن
  • ابریشم نما کردن
  • با قطب نما تعیین کردن
  • با ناز و عشوه حرکت کردن
  • خوش نما کردن
  • دوباره به نواز دعوت کردن
  • رفع نیاز کردن
  • ناز ونیاز کردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

نماز کردن. [ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تصلیة. ( دهار ). تسبیح. ( تاج المصادر بیهقی ). نماز خواندن. نماز گزاردن. نماز گذاشتن. فریضه صلاة ادا کردن : باز منصور برخاست پس از آنکه او [ بومسلم خراسانی ] کشته شد دو رکعت نماز کرد. ( تاریخ سیستان ). امیر محمود میان دو نماز از خواب برخاست و نماز پیشین بکرد. ( تاریخ بیهقی ). نماز زیاده کردن کار پیرزنان است و روزه افزون داشتن صرفه نان. ( خواجه عبداﷲ انصاری ).س...

کلمات مرتبط

  • راز و نیاز کردن
  • ناز کردن
  • ابریشم نما کردن
  • با قطب نما تعیین کردن
  • با ناز و عشوه حرکت کردن
  • خوش نما کردن
  • دوباره به نواز دعوت کردن
  • رفع نیاز کردن
  • ناز ونیاز کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات