نماء. [ ن َ ] ( ع مص ) گوالیدن. ( از منتهی الارب ). افزون شدن. ( دهار ). نمو. زیاد شدن و افزون شدن مال و جز آن. ( از اقرب الموارد ). || بلند برداشتن و سیر افروختن آتش را. ( از منتهی الارب ). بلند برافروختن و شعله ور ساختن آتش را. ( از اقرب الموارد ). || فربه شدن مردم. || برآمدن و بلند گردیدن آب. || برآمدن و افزون شدن رنگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). غلیظ و پررنگ شدن سیاهی خضاب بر دست و مو...
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - زیاد شدن . ۲ - بالیدن ، رشد کردن .