کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نقطه-جو | کلماتور
معنی کلمه : نقطه جو
تلفظ بین المللی :
/nˈoq1teː dʒˈav/
تلفظ :
[n'oq1te: dZ'av]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
نقطه جوش
نقطه جوش افزایش
جوشکاری نقطه ای
نقطه جوش افزایشی
صعود نقطۀ جوش
تحلیل نقطۀ جوش واقعی
جوی نقره مهتاب
جوی نقره ی مهتاب
نقطه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
نقطه جو. [ ن ُ طَ / طِ ] ( نف مرکب ) نقطه بین. دقیق. باریک اندیش. موهوم طلب :
با وهم نقطه جو دهنت گفت درگذر
کآن ذره ایم ما که نیائیم در شمار.
لنبانی.
کلمات مرتبط
نقطه جوش
نقطه جوش افزایش
جوشکاری نقطه ای
نقطه جوش افزایشی
صعود نقطۀ جوش
تحلیل نقطۀ جوش واقعی
جوی نقره مهتاب
جوی نقره ی مهتاب
نقطه
نظرات