معانی کلمه : نقشه برداری
لغت نامه دهخدا
نقشه برداری. [ ن َ ش َ / ش ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل نقشه بردار. نقشه کشی. رجوع به نقشه بردار شود.
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
{surveying} [مهندسی نقشه برداری] دانش و فنّاوری اندازه گیری و نقشه سازی از موقعیت های نسبی نقاط و عوارض در سطح زمین یا بالا و زیر آن یا پیاده کردن این عوارض بر پایۀ مدارک قانونی و فنی
